| شعر عاشقانه عكس عاشقانه |
عاشقانه،شعرعاشقانه،عکس عاشقانه،شعرهای ناب عاشقانه
|
درباره وبلاگ
![]() عکس قلب عاشقانه عکس بوسه عکس دوست دارم عکس فانتزی بوس تاریخچه ولنتاین و بوس عکس شاه و فرح عشق غزاله و میثم عکس گل عکس عروس و داماد عکس گل رز عکس شیطان پرستان عکس فروهر عکس طبیعت آموزش عشقی عکس های رومانتیک عکس دختر عکس فانتزی عکس لیلا میلانی Emo Love عکس برای ولنتاین توضیحات وبلاگ عکس عکس ماچ عکس گل بوس عکس گل رز عکس دختر emo چیست عکس عاشقانه عکس عشق عکس عروس عکس پنجره عکس عاشقانه عکس گل رز عکس شمع رومانتیک عکس عاشقانه گل عکس کودک عکس قلب عشق عکس درخت تنها EMO آموزش کم کردن حجم عکسها عکس عشقولانه عکس عاشقانه عکس عکس عاشقانه اموزش گذاشتن عکس برای وبلاگ عکس عروس و داماد فانتزی عکس چشم گالری عکس عروس عکس آبشار عکس عروس عکس دسته گل عروس عکس آنجلینا جولی عکس زنان زیبا گالری عکس های قلب قیمت گذاری بر روی وبلاگ عکس لب زیبا غمگین عکس دختر زیبا عکس آفتاب گردان عکس پرنده عکس رویایی عکس عروس عکس عاشقانه عکس زن زیبا عکس عاشقانه عکس عاشقانه قالب عاشقانه بلاگفا فانتزی عکس جذاب عروس عاشقانه رومانتیک فانتزی Love قالب غمگین بلاگفا گالری عکس فرشته Emo کارت پستال عاشقانه عروس عکس موبایل رمانتیک رادیو های انلاین
پیوندها
جواب به سوالات تبیان و آفتاب
عاشقانه هاي من و تو دنيا واسه هر دوتامون قشنگه با لاي 18 غريب آشنـــا پندحببيان شهر عشق لاف عشق عزيزم باور کن خيلي دوست دارم عشق و صفا rozeabi بيد مجنون عشقکده عشق گمشده رز سفيد زندگي ميگذرد ولي به نامردي چرا؟ عشق سوخته روح راه آ رامش تا سه نشه بازي نشه شب كوير mehdi-ezhiyeh dr300psycholoy عاشقانه مي پرسم :: قالب ساز :: طراح قالب
|
یک ای سر چشمه ی محبت عشق يعني يك سلام و يك درود امشب از آسمان ديده ي تو روي شعرم ستاره مي بارد در سکوت سپيد کاغذ ها پنجه هايم جرقه مي کارد شعر دوانه ي بت آلودم شرمگين از شيار خواهش ها پيکرش را دوباره مي سوزد عطش جاودان آتش ها آري ... آغاز دوست داشتن است گرچه پايان راه ناپيداست من به پايان دگر نينديشم که همين دوست داشتن زيباست ..... آه ... بگذار گم شوم در تو کس نيابد دگر نشانه ي من روح سوزان و آه مرطوب بوزد بر تن ترانه من آه ... بگذار زين دريچه باز خفته در پرنيان روياها با پر روشني سفر گيرم بگذرم از حصار دنياها داني از زندگي چه مي خواهم من با تو باشم ، تو ، پاي تا سر تو زندگي گر هزار باره بود بار ديگر تو ، بار ديگر تو آنچه در من نهفته ، درياييست کي توان نهفتنم باشد با تو زين سهمگين طوفاني کاش ياراي گفتنم باشد بس که لبريزم از تو مي خواهم بدوم در ميان صحراها سر بکوبم به سنگ کوهستان تن بکوبم به موج درياها بس که لبريزم از تو ، مي خواهم چون غباري ز خود فروريزم زير پاي تو سر نهم آرام به سبک سايه ي تو آويزم آري ... آغاز دوست داشتن است گرچه پايان راه ناپيداست من به پايان دگر نينديشم که همين دوست داشتن زيباست هميشه با تو
سلام بهونه ي قشنگ من براي زندگي آره بازم منم همون ديونه ي هميشگي
فداي مهربونيات چه ميكني با سرنوشت دلم برات تنگ شده بود اين نام رو واست نوشت حال منو اگه بخواي رنگ گل هاي قاليه جاي نگاهت بد جوري تو صحن چشمام خاليه ابرها همه پيش منن اينجا هوا پر از غمه از قصه هاهرچي بگم جونه خودت بازم كمه ديشب دلم گرفته بود رفتم كنار آسمون فرياد زدم يا تو بيا يا منو پيشت برسون فداي تو نمي دوني بيتو جه دردي كشيدم حقيقت واست ميگم به آخر خط رسيدم نمي دوني چقدر دلم تنگ براي ديدنت براي مهربونيات نوازشت بوسيدنت بخاطرت مونده يكي هميشه چشم براهت يه قلب تنها و كبود هلاك يه نگاهته بغض كهنه چند روزه دائم در انتظارمه تنها دليل زندگي با يه غمي دوست دارم داغه دلم تازه ميشه اسمتو وقتي ميارم وقتي نيستي چكنم با اين دل بهونه گير دل تنگتم بذار يواش شروع كنم سلام گلم . همنفسم
یادمه اولین روز گونه هامو تر کردید وقتی دیدید دیوونم حرفامو باور کردید
خیالتون راحت شد که بی شما می میرم محبتو از اون وقت کمتر و کمتر کردید گفته بودید با منید حتی اگه نباشم کلاغ خبر می آورد شبو با کی سر کردید شما دوسم نداشتید از چشاتون می بارید نمی دونم شعرامو واسه چی از بر کردید از هر جا می گذشتید گل به پاتون می ریختم شما به جاش تو قلبم هزار تا خنجر کردید عزیز بودید فراوون زجرم دادید چه آسون وجودتونو با زجر واسم عزیزتر کردید به یادتون نمونده تو اون غروب پاییز پیش هزار تا شاهد دسم انگشتر کردید چه روزایی که شونم پناه اشکاتون بود رو زانوهای خستم خستگی رو در کردید انگار خوشی نمی خواست من مزه سو بفهمم یه روز که گل می دادم نداده پرپر کردید چیزی نبدو تا اونروز آروم بودیم و خوشبخت تمام این کارارو اون روز آخر کردید پس نذرامون چی میشه حتما بیادتون نیست واسه ضریح آقا نذر کبوتر کردید حق با شماس من کجا شما کجا و تقدیر میوه ی خوشبختی رو همیشه نوبر کردید من که چیزی نگفتم که دلتون گرفته این اولین باره که شما باهام قهر کردید همون کلاغه می گفت یه جا شما رو دیده انگشترو تو دست یه کس بهتر کردید من که پسش ندادم دادم به همسایتون گفتم دیگه درس نیس شما ما رو پر کردید یه چیزی می نویسم خدا منو ببخشه اگه یه وقت بهم خورد منتظرم برگردید
تو چشات با ید شنا کرد مث دریا تو رو خوب باید شناختت مث زیبا
شعر تو باید طلا کرد مث پاییز شبتو باید دراز کرد مث یلدا تو نگات می شه سفر کرد مث مجنون دلو می شه در به در کرد مث لیلا عشق تو رنگ همون بوته ی یاسه که همش قد می کشه زود می ره بالا تو مقدس و زلالی مث سوگند روشن و غرق امیدی مث فردا تو سفیدی مث برفای زمستون تو وسیعی مث جنگل مث صحرا پر التماسو تو نمی دونی پری از ولی اگر نمی شه اما قبله ی اول و آخرم چشاته چه کنارم باشی چه اونور دنیا مث سمفونی مث نت پر رازی مث برف اول ژانویه زیبا رفتنت یه طعمیه شبیه مردن موندنت یه رنگیه شبیه رویا تو رو به خدا قسم دیگه سفرنه! لا اقل اگه می ری نرو تو تنها با یه رنگ سرخ و زیبا مثل برگای شقایق تو کتاب عشق نوشته غم و غصه واسه عاشق نوشته عاشق همیشه تو یه بحر غم میمونه دل عاشقم نمیشه آوازه شادی بخونه آخه اونکه جون قلبش تو یه زندونی اسیره تو یه این زندون نباشه تفلکی دلش می گیره این دل عاشق همیشه واسه یارش بی قراره واسه برگشتنه یارش همیشه چشم انتظاره دل اون خیلی شبارو مونس قصه و درده تنوره شادی قلبش عمریه خاموش و سرده میشه خوند از تو نگاهش همه ی دردارو با هم چشماشم همیشه داره رازه غصه ها رو با غم تو کتاب عشق نوشته عاشقا ساده و پاکن تو یه راه عشق همیشه ساده ساده مثل خاکن عاشقا همیشه پاکن تا همیشه سینه چاکن!!!.
قلم خشک می شود تا می خواهم از تو بگویم. تو بگو !
وقتی که قلم تاب نوشتن از تو را ندارد دل کوچک من جطور بر فراق تو صبور باشد. دیروز آمدند مسافران آسمان خدا دلم را در پس نامه های آشفته ام به سرزمین تو آوردند و آتش سوخته ی دلم را پیشکش تو کردند نمی دانم با دلشان چه نجوا کردی که هنوز آشفته اند٬ هنوز بی تابند . چشمانشان لبریز از الماس های تو بود و تمام لباس هایشان بوی زلفین سیاه تو را می داد آنچنان سفت در آغوش گرفتمشان که گویی................................................. آه الله من !محمد!حسن!آسمان بقیع! نه خاک بقیع که چهار آسمان را در آغوش کشیده! چقدر دلتنگم ...................چقدر همسفر نورم جای تو در کشاکش روحم خالی بود دلم می خواست کنارم بودی همانند روضه مرا سفت در آغوش مهرت پناه می دادی و آرامم می کردی معبود تو بگو! تو که می دانی چشمانم به رنگ شفق شده و انار دلم تکه تکه از چشمانم بر خاک می افتد. تو بگو! بدون دل چه کنم ؟ دلی که گاه اسیرست و گاه نیست . کی مال تو می شود؟ کی تیک تاک دلم با نام تو می لرزد ؟ کی؟ کی ؟ از خودم خسته ام . خوشا به حال پرستو های سپیدت که دیروز آمدند . کاش می دانستند که این روزها چقدر به تو نزدیکند خوشا به حال آنان که لذت نزدیکی به تو را نگین انگشترشان می کنند . خوشا به حال آنان که همچون من هبوط نمی کنند خوشا به حال ..................................................................... می گوید چرا سکوت کردی؟ نازنین دل چه بگویم که من پر از خالی ام . از تهی چه می خواهی بشنوی ؟ رفتن از کنار نور ٬عبور از آغوش مهربانی دلتنگم می کند نمی دانم چه می خواهم ! نمی دانم چه می گویم !
شب های وداع همیشه بیمار می شوم و روزهایش درد تمام استخوان هایم را می بلعد و معمولا در این شرایط است که بهشت را نمی فهمم و هبوط می کنم هبوط یکسال تقویم می شود می آیی در گوشم و زبانم قفل می شود مرد راننده گمان می کند لالم نعمت هایت در قاب چشمانم می رقصد و من دوستت دارم را مشق می کنم یا کریم
خسته ام خدایا در این ماتمکده دل خسته ام روزگاری بود که خلوتکده ام پر از عطر یاس بوی اقاقی بود و حال دوباره در آستانه ی جنهم آرزوی مرگ مرا به خود می خواند تمام هستی ام را به تاراج می دهم فقط آرامش می خواهم به هزار در پناه بردم اما .................. نمی دانم کدامین آستان بر من گشاده می شود ؟ کدامین آستان ؟ مرا نجات بده مرا رها کن از این .......... خدایا دنیا و درد های آدمیان آتشفشان روحم شده است و مرا به مسلخ می برد جز تو راه به جایی ندارم نجاتم بده نجاتم بده بود آیا هم آغوشی آسمان نور ؟
كاش بودي تادلم تنها نبود تا اسير غصه فردا نبود
كاش بودي تا براي قلب من زندگي اينگونه بي معنا نبود
كاش بودي تا لبان سرد من قصه گوي غصه غمها نبود
كاش بودي تا نگاه خسته ام بي خبر از موج واز دريا نبود
كاش بودي تا زمستان دلم اينچنين پرسوز وپرسرما نبود
كاش بودي تا فقط باور كني بعد تو اين زندگي زيبا نبود ..
هميشه با تو
مثل یک مهتاب در آسمان تاریک قلبم نشستی و قلب مرا پر از نور محبت و مثل یک قناری در باغ سوخته قلبم نشستی و با صدای آواز دلنشینت قلب مثل لیلی قصه ها آمدی و مرا مجنون خودت کردی. آری تو مرا عاشق خودت کردی آمدی و مرا با رویاهای عاشقانه ات همسفر کردی ، مرا با خود به دشت آرزوها بردی مثل یک شبنم بر روی چشمانم نشستی و مثل اشک یک عاشق بر روی گونه ام تو که آمدی درهای قلبم را طلسم کردم و بالای درگاه آن نوشتم ورود ممنوع! قلب تو را در آنجا اسیر کردم ، اسیر محبت و عشق خودم کردم ! در این خانه دل سرخ تو را با خون عشق و هوای دوست داشتنم زنده نگه خواهم کاری میکنم که دیگر لحظه ای ، حتی لحظه ای از این خانه سرخ خسته و دلسرد از تمام دار این دنیا تنها همین قلب سرخ را دارم و اینک آن را با احساسی پر از عشق عزیزم من نیز میخواهم به همگان بگویم که دوستت دارم..... قلم سرخ زندگی را برمیدارم به سوی قلب مهربانت می آیم و بالای درگاه آن
می خوام باهات حرف بزنم . حرفایی که حرف دله می خوام بگم خسته شدم خسته شدم از روزگار از این دیار دیار پرشرم وحیا دیار پررنگ و ریا می خوام بگم که ای خدا دوست دارم بی انتها می خوام که فریاد بزنم از ته دل داد بزنم بگم چرا به من یه دل خسته دادی یه دل پر از غم و یک لب بسته دادی به خدا خسته شدم از درها از پنجره از همون شاپرکی که رو گلها می پره حتی از ستاره که اون بالا چشمک می زنه. حتی از مرغابی ها از گلها.پروانه ها از خودم .همسایه ها از همه خسته شدم
سوختم
در عشق خودم سوختم سوختم و آموختم بي وفايان در جهان بسيارند در هر زمان عاشقي; راز خود اندر دل بدار سنگدلان بسيارند خود را ارزشمند بدار...
هنوز راه میرم هنوز می تونم ببینم بشنوم دل مرده ام رو با خودم هر جا که میرم به دوش میکشم . . . مرگ تدریجی روحم رو که ذره ذره تاریک و تاریک تر میشه رو جلوی چشمام می بینم . دیگه جرقه ی سلولهای مغزم نمی تونن فاصله ی بین سطرهای خالیه کاغذ رو پر کنن . دیگه اشکی توی چشمم نمونده که باهاش برگهای خشک غمم رو به آتیش بکشم و با گرمای شعله اش دلمو گرم کنم . . . مدتهاست که منتظر پایان این کابوس و بیدار شدن از این خواب لعنتیم کابوسی که سالهاست دارم می بینم . . . رؤیایی که بیدار شدن ازش به قیمت زندگی تموم میشه من هنوز راه میرم ... می بینم ... می شنوم ... نفس می کشم ... ولی زنده نیستم ... خیلی وقته مرده ام ... خیلی وقته . . . !
درخت با جنگل سخن مي گويد
|
فهرست اصلی
آرشیو موضوعی
شعر عاشقانه آپ شد کلیک کنید
عكس عاشقانه آپ شد کلیک کنید اس م اس عاشقانه نامه های عاشقانه نوشته های عاشقانه اس م اس ضربل مثل یک جمله عاشقانه (جديد) فال ماههانه (جدید) اخبار وبلاگ ف یل تر ش کن نوشته ای درباره ماه مبارک رمضان فروش vpn ایمیل های عاشقانه(جدید) آرشیو مطالب
هفته سوم تیر 1388
هفته دوم تیر 1388 هفته اوّل تیر 1388 هفته چهارم خرداد 1388 هفته دوم خرداد 1388 هفته اوّل تیر 1387 هفته سوم فروردین 1387 هفته سوم اسفند 1386 هفته دوم بهمن 1386 هفته اوّل بهمن 1386 هفته چهارم دی 1386 هفته دوم آبان 1386 هفته چهارم شهریور 1386 هفته سوم شهریور 1386 هفته دوم شهریور 1386 هفته اوّل شهریور 1386 هفته چهارم مرداد 1386 هفته سوم مرداد 1386 هفته دوم مرداد 1386 هفته اوّل مرداد 1386 هفته چهارم فروردین 1386 هفته سوم فروردین 1386 هفته دوم فروردین 1386 هفته اوّل فروردین 1386 هفته چهارم اسفند 1385 هفته سوم اسفند 1385 هفته دوم اسفند 1385 امکانات
|
Copyright © 2008 All Rights Reserved by iransherir www.ir-satellite.com